تصویر ذهنی
☻ شخصی سر کلاس ریاضی خوابش برد. زنگ را زدند بیدار شد و با عجله دو مسئله را که روی تخته سیاه نوشته شده بود یادداشت کرد و با اینبــــــاورکه استاد آنرا به عنوان تکلیف منزل داده است به منزل برد و تمام...
View Articleمهری دوباره...تولدی دوباره
بین من و تو لحظه های غریبی در گذرندهر کدام از مادر دورترین نقطه از دل هم لنگر انداخته ایم!و چه دلگــــیراز تمام نا گفته هاییکه حرف مشترکمان بود ....تو دل می کنی؛چون در خیال خود به بی خیالی من ایمان...
View Articleسلام به محرم...
سلام به ریاکارای حسینیبه طبل زنای چشمک زنبه فشنهای زنجیر به دستسلام به عزادارایغذا بگیرسلام گرم به اونایی که مغز و دلشون مثل پیراهنشون مشکیهسلام به اونایی که سرما رو به جون میخرن واسهچای رایگان..!به...
View Articleتفاوتـــــ...
مادرم نماز می خواند و من آواز!عقایدمان چقدر فرق دارد!او خدای خودش را دارد منم خدای خودم را !خدای او بر روی قاعده و قانون است و از قدیم هم همین بوده!خدای من بر اساس نیازم و تجربیاتم استو هر روز کامل تر...
View Articleلیلی امروز ما
ای مجنون! ای دل و دیده ات بیهوده پر خون بدان به زمانهء ما لیلیهم، تحفه ای دگر نیست. شراب عشقش لایق حتی، جرعه...
View Articleعصر یخبندان
یخبندانیست زمین!سرهایمان را در کامپیوترهامان فرو کرده ایمودر پناه فیلترشکن هامانزاغ سیاه یکدیگر را هک می کنیمببین اینکه به پایکوبی اش نشسته ایمانقراض عشق استوخوشبختی مجازی!و اینک دسته جمعیآغاز عصر...
View Articleرویای آزادی
ضربه خوردیم و شکستیم و نگفتیم چرا؟ما دهان از گله بستیم ونگفتیم چرا؟جای "بنشین"و "بفرما""بتمرگی"گفتندما شنیدیم و نشستیم و نگفتیم چرا؟"تو"نگفتیم و "شمایی"نشنیدیم هنوزساده مثل کف دستیم ونگفتیم چرا؟دل...
View Articleخسته ام . . .
خسته ام از تظاهر به ایستادگیزور که نیست...دیگر نمیتوانم بی دلیل بخندمو با لبخندی مسخره وانمود کنم که همه چیز رو به راه استزور که نیست...اصلا دیگر نمیخواهم بخندممیخواهم لج کنمبا خودم،با همه دنیاچقدر...
View Articleشیطان
امروز ظهر شیطان را دیدم !نشسته بر بساط صبحانه و آرام لقمه برمیداشتگفتم: ظهر شده، هنوز بساط کار خود را پهن نکرده ای؟ بنی آدم نصف روز خود را بی تو گذرانده اندشیطان گفت: خود را بازنشسته کرده ام. پیش از...
View Articleپائــیـــــز مبارکــــ :)
خورشید همینگونه که دیدید دمیده ستصبحی به همین سادگی از راه رسیده ستدر نور شناور شده اشیاء جهان بازرنگ شب ِ پرحــــوصله ی شهر پریده ستبا گریه و لبخند که غوغای زمین استدر کندوی ما فرصتی از عمر دویده ستما...
View Article